معرفی کتاب گنجینه نظریههای جامعه شناسی
کتاب گنجینه نظریههای جامعه شناسی به قلم محمد پورکار، یک کتاب کار آموزشی برای دانشجویان و داوطلبان کنکور مقطع دکترا، کارشناسی ارشد و کارشناسی است که نخست، چکیدهای از مفاهیم پایهای برای فراگیران تهیه شده و سپس پایان هر فصل، تستهای ویژهای همراه با پاسخنامه ارائه شده است.
از آنجایی که آشنایی با نظریههای جامعهشناسی و تعریف مفاهیم و اصطلاحات آن برای دانشجویان علوم اجتماعی ضروری است و نیز علاقمندانی در میان دانشجویان سایر رشتهها دارد، از این رو، تدوین یک مجموعه آموزشی یا کتاب کار نظریهها ضروری است، این کتاب، حاصل مطالعه، تالیف و گردآوری چند ساله محمد پورکار در این زمینه تخصصی است.
فصل اول این کتاب با عنوان کلیات، تعریف چند مفهوم کلیدی و عمومی نظریههای جامعهشناسی مانند: نظریه (تئوری)، فرانظریه، انگاره، مدل، ساختار و… را برایتان روشن مینماید. فصل دوم، دانشجویان را با مکاتب اصلی جامعهشناسی همچون کارکردگرایی، تضاد و… آشنا خواهد کرد.
فصل سوم، شامل مهمترین نظریههای جامعهشناسی است. از جمله این نظریهها میتوان به کشمکش، تبادل، نمایشی، شبکه، ساختاربندی، پدیدارشناسی و… است.
فصل چهارم، بنیانگذاران جامعهشناسی و برجستهترین جامعهشناسان کلاسیک، یعنی کنت، دورکیم، پارتو و چند تن دیگر را به شما معرفی خواهد نمود و در نهایت محمد پورکار در فصل پنجم، به بررسی، توضیح و تبیین مهمترین نظریهپردازن جامعهشناسی معاصر خواهد پرداخت.
مفاهیم و پرسشهای این کتاب از معتبرترین و بهروزترین منابع نظریههای جامعهشناسی است که با پاسخ به آنها میتوانید خود را بیازمایید. زبان این کتاب ساده، روان و گویا بوده و میتوان از آن به عنوان یک منبع کنکور ارشد و دکترا بهره برد.
در بخشی از کتاب گنجینه نظریههای جامعه شناسی میخوانیم:
نظریه مبادله اجتماعی که با رفتارگرایی روانشناسی پیوندی نزدیک دارد، رفتار را بر اساس متغیرهای وابسته به تمایل، احساس، عاطفه و فعالیت صورت گرفته تبیین میکند. نظریه تبادل درصدد آن است که اصول رفتارگرایی را برگرفته و پس از درآمیختن آنها با اندیشههای دیگر، در مورد مسائل مورد علاقه جامعهشناسان به کار بندد. مهمترین کارهای این نظریه، توسط هومنز و بلاو میباشند.
این نظریه با کارهای هومنز به یک دوره شکوفایی رسید. نظریه تبادل وی، واکنشی درباره انگاره واقعیتهای اجتماعی و نظریههای جامعهشناسی مربوط به آن، به ویژه کارکردگرایی ساختاری بود. هومنز میخواست از تاکیدهای فرهنگی و ساختاری پارسونز دوری جوید و به جای آن بر مردم و رفتارشان تاکید ورزد.
در نظریه مبادله هومنز، بیشازآنکه روابط گروهی و نهادی قابل طرح باشند، رابطه فرد با فرد مطرح میشود و تاکید اساساً بر فرد یا روابط میان دوفرد است. وی با بررسی گروههای کوچک و مطالعات انسانشناختی جوامع ابتدایی به این نتیجه رسید که رفتارگرایی اسکینر بیشتر از کارکردگرایی ساختاری پارسونز کاربردیتر است و این بررسیها به مقالهای با عنوان «رفتار اجتماعی به منزله تبادل» انجامید. نظر بنیادی هومنز این بود که بررسی رفتار فردی و کنش متقابل، باید در کانون جامعهشناسی جای داشته باشد.
به نظر وی، جامعهشناسان، دگرگونی نهادی را باید مورد تبیین قرار دهند ولی هرگونه تبیین دگرگونی باید بر مبنای روانشناختی صورت گیرد. وی در آثار گوناگونش، برنامهای را تشریح کرد که به گفته خودش، انسانها را به جامعهشناسی بازگرداند و درصدد پروراندن نظریهای بود که بر روانشناسی، مردم و صورتهای بنیادی زندگی اجتماعی تاکید داشته باشد.