معرفی کتاب چگونه در هر موقعیت انتخاب درست داشته باشیم
کتاب چگونه در هر موقعیت انتخاب درست داشته باشیم نوشتهی کلی کوزو، با ارائه مطالب و تکنیکهای کاربردی به شما کمک میکند تا با خود رو راست و صادق باشید و به ندای درون گوش فرا دهید، اعتماد به خود را بیاموزید و برای خود ارزش قائل شوید.
کلی کوزو (Kelley Kosow) در کتاب چگونه در هر موقعیت انتخاب درست داشته باشیم (The Integrity Advantage) به شما یاد میدهد که به ندای درونی خود اعتماد کنید. در اینجا منظور از خود، یعنی کلیت وجودتان، یعنی بخشهای خوب و بد را باهم در نظر بگیرید. هنگامی که شما در مواجهه با حقیقت خود طفره میروید ناچار میشوید تا به کم هم راضی نشوید و با هر مشکلی مدارا کنید.
آیا تا به حال دقت کردهاید که در دنیای اطراف همه ما اتفاقی به نام بحران اعتماد در حال رخ دادن است؟ هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد. به همسایه، سیاستمداران، خانواده، همسر و دوستان خود اعتماد نداریم! چرا؟ آیا به دلیل این است که همه آنها انسانهای بدی هستند؟ یا اینکه فقط به فکر خودشان هستند؟ هرگز!
علت این موضوع خودتان هستید. در واقع شما در اعماق وجودتان به خود اعتماد ندارید. برای لحظهای به این موضوع فکر کنید. وقتی شما به احساساتتان اعتماد ندارید پس سعی میکنید که آنها را سرکوب کنید. به جای اینکه به دنبال خواستههای قلبی خود بروید در محدودهی امن خود باقی ماندهاید. شما ندای درونتان را نادیده میگیرید و در بیرون از خود به دنبال پاسخ هستید. برای مثال هرگاه تصمیمهای غلطی میگیرید، حقیقت درست در مقابل چشمان شماست و آن را میبینید؛ او مناسب تو نیست. این شغل چون باری بر دوش تو خواهد بود و… اما شما چشم بر روی این حقیقت بستهاید و آن را زیر پا میگذارید. به مواردی فکر کنید که به قولهای خود عمل نکردهاید و این امر موجب شده تا شما در موارد دیگر نیز به خود اعتماد نکنید. به خود قول داده بودید که در محل کار حرف خود را بزنید اما باز هم در جلسات کاری، سکوت کردهاید. با خود عهد کرده بودید که این بار رژیم غذایی خود را سفت و سخت رعایت کنید اما باز هم ترازو عددی بالاتر را نشان داده است. رفتارهایی که به شدت میخواستید از آنها دست بکشید اما نتوانستید!
بعضی اوقات با اینکه موفق شدید اتفاقی را در دنیای بیرون سر و سامان دهید و سر جایش باز گردانید اما نقش و نگاری را روی روح و روانتان باقی گذاشته است. مانند میخی که روی چوبی کوبیده شده باشد. حتی اگر بتوانید آن میخ را از چوب بیرون بکشید حفرهاش تا ابد باقی میماند. همه انسانها حفرههایی در روح و روانشان دارند که نشانگر دروغهایی است که به خود گفتهاند یا خود را مأیوس و تحقیر کردهاند.
این حفرهها نشاندهندهی بیاعتمادی به خودتان است. و زمانی که اعتمادی نباشد قادر نیستید به خود گوش فرا دهید. نمیتوانید برای تلاشهایی که روحتان در ارشاد و هدایت قرار دارد ارزش قائل شوید و به آن توجه کنید. در نتیجه با اصل و اساس خود قطع رابطه کرده و نوعی زندگی را در پیش میگیرید که نامعقول و نادرست میباشد.
کلی کوزو را بیشتر بشناسیم:
کِلی کوزو نویسنده، سخنران انگیزشی و مدیر اجرایی مؤسسه مشهور و محبوب فورد است. او میراث دبی فورد فقید – مؤلف پرفروشترین کتابهای لیست نیویورک تایمز و خالق کارگاه فرایند سایه – را ادامه داده و برنامههای انگیزشی مؤسسه فورد را اداره مینماید و تاکنون مطالب آنها را به دهها هزار نفر در سراسر جهان تدریس کرده است.
نکوداشتهایی از کتاب چگونه در هر موقعیت انتخاب درست داشته باشیم:
– کتاب یکپارچگی کتابی قدرتمند است که بینشی عمیق، مهارتهایی با ارزش و راهنمایی گام به گام را در اختیار ما قرار میدهد تا احساس ترس، شرم، گناه، اضطراب و درد و رنج گذشته را شفا دهیم. اجازه دهید تا این کتابِ متحول کننده، انگیزهبخش شما گردد و موجب شود تا آیندۀ رؤیایی خود را خلق کنید. (آریل فورد)
– این کتاب قدرتمند در بازیابی یکپارچگی، هدیهای است به هر کسی که در مسیر رشد شخصی قرار دارد. من خواندن این کتاب را به دلیل صداقت و مثالهای ملموس آن در زندگی بر اساس یکپارچگی، توصیه میکنم. (گای هندریکس)
– اگر آمادهاید تا در سطحی بالا به خود عشق بورزید، اعتماد کنید و احترام بگذارید، کتاب یکپارچگی برای شماست. کِلی کوسو در این کتاب بینشهایی عمیق را همراه با خردی ژرف از اعماق قلبش ارائه میکند که خود مثالی زیبا از هدایای زندگی بر اساس یکپارچگی محسوب میشوند. (مارسی شیموف)
در بخشی از کتاب چگونه در هر موقعیت انتخاب درست داشته باشیم میخوانیم:
سومین و قدرتمندترین شیوهای که کائنات از طریق آن میکوشد ما را بیدار سازد، بدن ماست – بدن ما پیامآوری است که نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم. بدن همواره در مورد این که چگونه زندگی خود را مدیریت میکنیم و درسهایی که لازم است بیاموزیم، به ما بازخورد میدهد. او همیشه به ما میگوید که آیا به اندازۀ کافی از زندگیمان مراقبت کردهایم و چگونه این کار را انجام دادهایم؛ ولی ما تمایل داریم که پیامهای او را نادیده بگیریم.
من بسیاری از افراد را دیدهام که از بدن خود مراقبت نمیکنند. آنها بیش از حد کار میکنند، استرس زیادی به بدن وارد میسازند، خوب غذا نمیخورند و خوب نمیخوابند یا به هر شکلی از تعادل خارج میشوند. بدن آنها در تلاش است تا به آنها بگوید که اوضاعش خوب نیست و نیاز به رسیدگی دارد – آنها سرما میخورند، سر درد دارند، طی جلسه کنفرانس تلفنی خوابشان میگیرد یا وقتی با عجله به سمت ماشین خود میروند سکندری خورده و به زمین میافتند. با وجود این شرایط ما باز هم به بدن گوش نداده و با همان شیوۀ سابق به زندگی ادامه میدهیم. بدن به تلاش خود ادامه میدهد – ممکن است سرماخوردگی به آنفلوآنزا و سردرد به میگرن تبدیل شده و به زمین افتادن بعدی به شکستگی استخوان منجر گردد، و ما باز هم گوش نمیدهیم! انگار که کائنات به در میکوبد و میکوبد و وقتی ما به نشنیدن این بانگ و فریاد ادامه میدهیم، چارهای ندارد مگر این که کاری کند تا توجه ما را جلب نماید – کاری که گاهی اوقات فاجعهبار است. او چارهای ندارد مگر این که این در را بشکند.