معرفی رمان همهی همسران اجنهی شیخ محمود
لطیف هلمت یا لطیف محمود برزنجی، فرزند شیخمحمود برزنجی (صوفی نامدار منطقهی کفری کرکوک) در سال 1947 میلادی در شهر کفری از توابع کرکوک به دنیا آمد. لطیف اولین فرزند یک خانوادهی مذهبی بود و پدرش از دراویش طریقت و اهل عرفان و ادب. کودکیِ هلمت توام بود با جلسات ذکر و کتابخوانی در خانه پدری.
بخش هایی از متن کتاب:
از وقتی که شروع به نوشتن این رمان کردهام، سعیام بر این بوده کسی را قانع کنم قهرمان حوادث این رمان شود، ولی تاکنون تلاشم بیثمر بوده. دیشب به طور اتفاقی دختر اجنّهای به اتاقم آمد. به گمانم میخواست جلوی آینهی اتاقم آرایش کند و با موهای مرتب نزد شیخمحمود کفری برود؛ چونکه دهان به دهان از خانوادهی شیخمحمود کفری شنیدهام، شیخ محمد پدر شیخمحمود چند دخترِ اجنّه را به عقد خود درآورده و فرزند و نوه و نتیجههای زیادی از آنها دارد. به همین دلیل بعضی از دختران اجنّه، مخصوصاً همین دختری که حرفش را میزنم، دوست داشتند به عقد شیخمحمود درآیند.
او حتی خیلی شیک پوش و جذاب بوده و همیشه مشغول خرید عطر و آینه و روسریهای گوناگون بوده است. همسرش، خاتون سعدیه، همیشه از او ناراضی بوده اما هرگز کسی گلایهای از او نشنیده. مدام با هم دعوای لفظی داشتهاند و حتی خاتون سعدیه نقل کرده: «شیخ با دختر اجنّهها چشم چرانی میکند. من با چشم خودم دیدهام که با دختر اجنّهای زیباروی، همدیگر را میبوسند. دیگر برایم ثابت شده که شیخ واقعاً دعای جذبه را بلد است و با آن میتواند هر دختر زیبایی را که میبیند اسیر خود کند….