معرفی کتاب صد راز ساده افراد موفق
کتاب صد راز ساده افراد موفق به قلم دیوید نیون، نتیجهگیری دانشمندانی را به شما ارائه میدهد که موفقیت در عرصههای مختلف زندگی را مورد مطالعه و بررسی قرار دادهاند.
هر یک از صد عنوانی که در این کتاب عرضه شده است متکی بر نتیجه تحقیقات دانشمندانی است که موضوع موفقیت را مورد بررسی قرار دادهاند. هر عنوان شامل یک یافتۀ کلیدی تحقیقاتی است، سپس با توصیههایی تکمیل شده و نمونهای ارائه میشود.
نتایج تحقیقات ارائه شده در هر یک از عنوانها در کتاب صد راز ساده افراد موفق (The 100 simple secrets of successful people) براساس تجزیه و تحلیل یافتههایی است که از تحقیق دربارۀ موفقیت به دست آمدهاند؛ یعنی هر یک از نتایج، حاصل کار جمعی از محققان است که موضوع آن عنوان را بررسی کردهاند.
دیوید نیون (David Niven) هنرپیشه و نویسنده اهل بریتانیا، علاوه بر فعالیتهای سینماییاش که جوایز مهمی از جمله اسکار، گلدن گلوب و بفتا را نصیب او کرد، کتابهای زیادی را در زمینههای موفقیت و روانشناسی نیز تالیف کرده است. کتابهایی که اکثراً بر پایه روانشناسی عمومی و آموزشهای کاربردی است.
برای موفقیت و رسیدن به هدف در هر کاری ملزم به تحمل رنج و مرارتهای بسیاری هستید. افرادی که در این راه از تحمل زحمت و تلاش سر باز میزنند از موفقیت چشم پوشی کرده و به هدفشان نخواهند رسید.
در بخشی از کتاب صد راز ساده افراد موفق میخوانیم:
هر سازمانی، ضایعاتی دارد. همه ما چیزهایی را درباره خریدهای هزار دلار چکش و صد دلار میخ توسط دولت فدرال شنیدهایم. گاهی به این چیزها میخندیم، اما اینها موضوعهای مهمی هستند. هیچ چیز نمیتواند ما را به سمتی بکشاند که احساس کنیم کار ما اهمیت ندارد. سازمانی که منابع با اهمیت مثل کارگران را هدر دهد، سازمانی است که انگیزه شما را هدر میدهد.
«مایکل لیدون» اهل رُدآیلند در معرفی گلخانهاش میگوید: «به آینده کشاورزی خوش آمدید.» در این مزرعه که یک چهارم آکر وسعت دارد، مایکل مقداری گوجه فرنگی پرورش میدهد که برای پرورش آن به بیست برابر چنین زمینی نیاز است. مزرعهداران دیگر «خیلی به وضعیت آب و هوا و خصوصاً آب وابستهاند. آنها با حشرات و امراض مبارزه میکنند. آنها مقدار زیادی از وقت و پول خود را برای مشکلاتی که نمیتوانند کنترل کنند، هدر میدهند. من هیچ یک از این مشکلات را ندارم.» او پیش از اینکه کار مزرعهداری را به عنوان شغل دوم آغاز کند، یک مهندس بود.
او از دید یک مهندس به مزرعهداری نگاه کرد و کوشید از هدر رفتن هر چیزی جلوگیری کند و تولید را افزایش دهد. «مزرعه گلخانهای بیشتر مربوط به کنترل کیفیت است، بنابراین مهارتهای من کاملاً با این تجارت هماهنگی دارد.» در حالی که گلخانه بسیار مولدتر از مزارع سنتی در فصلهای سبز است، مایکل دوران رویش را طولانیتر کرده است، زیرا غلات او از سرمای شبانه در امان هستند. در بیشتر ماههای سال، گوجه فرنگیهای او تنها محصولی است که در قفسههای فروشگاهها دیده میشود و برخلاف گوجهفرنگیهایی که قبل از رسیدن چیده میشوند تا در حمل و نقل در مسیرهای طولانی له نشوند، گوجه فرنگیهای مایکل هنگامی چیده میشوند که کاملاً رسیده هستند و مستقیم به بازارها حمل میشوند.