معرفی کتاب 12 ماه یا 12 سال؟
کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ نوشتهی سبحان قاسمیان، برای مدیران، کارآفرینان و علاقمندان کسب و کار نوشته شده است که میخواهند با کارآفرینی، بهترین زندگی را برای خود و خانواده ایجاد کنند.
اگر به زندگی کارآفرینان، مدیران و هر فرد موفقی دقت کنید به یک نتیجه عجیب دست پیدا میکنید و آن سرعت پیشرفت فقط در یک دوازده ماه طلایی میباشد. این دستورالعمل سالها پیش توسط متخصصین علم موفقیت نیز بیان شده است. هر فردی در زندگی یک 12 ماهی دارد که در آن پیشرفتش به اندازه 12 سال میباشد.
اگر 12 سال منتظر بمانید که آن 12 ماه طلایی خود به خود از راه برسد، رویایی بیش نیست. پس باید کارهایی انجام دهید که این 12 ماه طلایی هر چه زودتر رخ دهد و نتایج آن را مشاهده کنید. لازم نیست که حتما 12 سال زمان بگذارید. میتوانید حتی بعد از دو ماه تلاش هم این 12 ماه طلایی را در زندگی خود به وجود آورید.
اگر 12 سال، معمولی کار کنید احتمالا به بیشتر هدفهایتان میرسید. ولی اگر هر ماه یک تغییر کوچک در زندگیتان ایجاد کنید در 12 ماه خیلی راحت به تمامی اهدافتان خواهید رسید و فرصت کافی برای انتخاب هدفهای بزرگتر دارید. برای خیلی از افراد و به خصوص کارآفرینان این 12 ماه طلایی خیلی زودتر در زندگیشان اتفاق میافتد و گاهی اوقات در سالهای بعد هم آن را مشاهده میکنند؛ و حتی ممکن است تبدیل به 12 سال طلایی شود.
اگر شما درآمدتان را از مشتریان دریافت میکنید پس کارآفرین هستید که شجاعت ورود به دنیای کسب و کار را داشتهاید. میتوانید با چند تغییر ساده، زندگی و کار دلخواهتان را بسازید. اگر رشد کسب و کارتان بیشتر شود کیفیت زندگی هم بهتر میشود. این کتاب شانسی به دست شما نرسیده است. شما به چنین جرقهای نیاز داشتید. پس فرصت را از دست ندهید. شروع کنید.
مطالب کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ از دهها کتاب مدیریتی، زندگی افراد موفق، ارتباط با کسب و کارهای مختلف و تجربیات کارآفرینان جمعآوری شده است و خواندن آن به تنهایی نمیتواند شغل و زندگی شما را تغییر دهد. این اثر به شما راهکارهای عملی و ایدههایی خواهد داد که باید متناسب با حرفه و زندگی خود آنها را سازگار کنید و به کار گیرید.
کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ برخلاف کتابهای مشابه، به شما وعده تغییر و پیشرفت فوری نمیدهد. این کتاب به شما یک برنامه میدهد که آرام آرام تغییرات اساسی در زندگی و کارتان ایجاد کنید و خیلی سریعتر از باورتان به هدفهایتان برسید. البته اول از همه باید بخواهید که پیشرفت کنید.
برای رسیدن به موفقیت، لازم نیست کارهای خیلی بزرگ انجام داد. با انجام کارهای کوچک و تأثیرگذار به صورت مداوم هم میتوان خیلی زود به موفقیتهای بزرگ رسید.
در بخشی از کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ میخوانیم:
یکی از استراتژیهایی که من سالها از آن استفاده کردم و هنوز هم استفاده میکنم. فرار کردن از افراد منفیباف و بهانهگیر است. قطعن در اطراف ما کسانی هستند که منتظرند تا یک ایده را مطرح کنید. آنها تمام تلاش خود را برای اشتباه بودن ایده شما و بهانهگیری انجام میدهند. به طوریکه واقعن احساس میکنید اشتباه بزرگی را دارید مرتکب میشوید.
توصیهای که میتوانم داشته باشم این است که اگر خواستید ایدهای را اجرا کنید حتما با چند نفر مرتبط یا حتی غیر مرتبط مشورت کنید. افرادی را انتخاب کنید که میتوانند به شما کمک کنند و واقعیات کار را برای شما روشن کنند. نه اینکه بهانههای کوچک و بزرگ را به شما یاد دهند.
فرض کنید میخواهید خانهای بخرید و پولتان هم شاید کم باشد. کافی است که این مورد را با کسی که خانه ندارد یا خانهای نخریده است مطرح کنید. احتمالن اگر شما را به قتل نرساند حتما با شما درگیر خواهد شد. چون میگوید که اوضاع خانه خوب نیست. پول ندارید، بدهکار میشوید، میروید زندان، زندگیتان از هم میپاشد و هزاران بهانه دیگر.
همین ایده را با چند نفر که خانه خریدهاند یا حداقل خانه دارند مطرح کنید. برای شما هزار دلیل میآورند که تصمیم خوبی گرفتید. راههایی برای شما پیشنهاد میکنند که به راحتی بتوانید پول خرید خانه را تأمین کنید که شاید به فکر خودتان نمیرسید. حد آخر هم اگر حتی در خرید خانهای اشتباه کنید یاد خواهید گرفت که دفعه بعد چطور خانه بخرید.
بنابراین ایدهها و برنامههایتان را با کسانی که بیدلیل مخالف هستند و همیشه دنبال بهانه هستند مطرح نکنید. روشهایی پیدا کنید که به صورت پنهان از افراد بهانهگیر که سد راه شما میشوند کارتان را انجام دهید.
حتی اگر لازم است جا به جا شوید. به محلهای یا شهری دیگر بروید و کارتان را انجام دهید. من چند ماه مخفیانه کارم را شروع کردم. وقتیکه به نتیجه رسیدم اعلام کردم که چهکاری دارم انجام میدهم. اگر از همان روز اول با افراد بهانهگیر موضوع هدفم را مطرح کرده بودم به احتمال زیاد نمیتوانستم این کتاب را بنویسم.